السيد موسى الشبيري الزنجاني

2408

كتاب النكاح ( فارسى )

بدانيم و اگر مختار اخير ايشان را كه از آن مبنا عدول نموده‌اند مد نظر بگيريم و راهى براى توثيق حسين بن ابى العلاء نيابيم بايد آن را حسنه توصيف كنيم زيرا هيچ يك از روات اين روايت غير امامى نيستند . براى اثبات وثاقت حسين بن ابى العلاء ممكن است به كلام نجاشى ره دربارهء او و برادرش عبد الحميد تمسك شود . وى دربارهء حسين بن ابى العلاء الخفاف مىگويد : « هو مولى بنى عامر و اخواه على و عبد الحميد ، روى الجميع عن أبي عبد الله « عليه السلام » و كان الحسين اوجههم . » « 1 » و دربارهء عبد الحميد مىگويد : « عبد الحميد بن ابى العلا بن عبد الملك الازدى ثقة » « 2 » هرگاه عبد الحميد ثقه باشد حتماً برادرش حسين كه اوجه از اوست نيز ثقه مىباشد زيرا مراد از « اوجهيت » در كتب رجالى ، آبرو و احترامات صورى غير از وجاهت حديثى نيست . ولى اين استدلال صحيح نيست به دليل اينكه ، عبد الحميد بن ابى العلاء كه نجاشى او را توثيق كرده غير از عبد الحميد برادر حسين بن ابى العلاء است : زيرا پدر حسين و برادرانش ، به تصريح علماى رجال خالد بن طهمان است . « 3 » ولى پدر عبد الحميد كه در كلام نجاشى توثيق شده ، عبد الملك است ، بنابراين ، نجاشى برادر حسين بن ابى العلاء را توثيق نكرده تا وثاقت حسين به دليل اوجهيت از او ثابت گردد . مرحوم آقاى خويى مىفرمايند : كلام نجاشى صريح در اين است كه عبد الملك جدّ عبد الحميد است در حالى كه برقى تصريح كرده كه عبد الملك پدر اوست پس بايد كلمهء « ابن » در ابن عبد الملك از اغلاط نساخ و يا سهو قلم نجاشى باشد . ولى به نظر ما چنين صراحتى در كلام نجاشى نيست زيرا اگر نسخهء صحيح « ابن عبد الملك » بود ، مىتواند عطف بيان از عبد الحميد باشد نه از ابى العلا و در اين صورت با كلام

--> ( 1 ) رجال نجاشى ، شماره 117 . ( 2 ) رجال نجاشى ، شماره 647 . ( 3 ) رجال نجاشى ، شماره 397 .